پودر سیاه (black powder) در صنایع نفت و گاز: از شناسایی تا کنترل

فهرست مطالب

فهرست مطالب

مقدمه

پودر سیاه (Black Powder) یکی از مهم‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین چالش‌های عملیاتی در خطوط انتقال گاز به شمار می‌رود. این آلودگی جامد عمدتاً ترکیبی از محصولات خوردگی، سولفیدها، اکسیدهای فلزی و ذرات ناشی از تخریب تجهیزات است که در جریان سیال انتقال‌یافته معلق می‌شود و به مرور زمان در بخش‌های مختلف سیستم رسوب می‌کند. تجمع این ذرات می‌تواند پیامدهای قابل توجهی بر عملکرد تجهیزات، افت فشار، کارایی فرایند، هزینه‌های تعمیرات و حتی ایمنی کارکنان و شبکه انتقال ایجاد کند. ازاین‌رو، حذف مؤثر پودر سیاه ، برای حفظ ایمنی و کارایی شبکه انتقال گاز ضروری است. در مجموع، این فرایند فقط در پالایشگاه گاز و یا پالایشگاه نفت متوقف نمی‌شود، بلکه در طول انتقال در خطوط انتقال تا رسیدن به مصرف‌کننده نهایی ادامه پیدا می‌کند.

اهمیت مدیریت و کنترل پودر سیاه زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم این مشکل تنها یک آلودگی سطحی نیست؛ بلکه یک تهدید پایدار برای پایداری انتقال انرژی و عمر تجهیزات محسوب می‌گردد. از این‌رو، شناسایی منابع تشکیل، بررسی خصوصیات ذرات، استفاده از روش‌های دقیق اندازه‌گیری و انتخاب مناسب‌ترین تکنیک‌های کنترل و حذف، نقش اساسی در کاهش اثرات این پدیده و تضمین بهره‌برداری مطمئن از زیرساخت‌های انرژی دارد.

منابع تشکیل پودر سیاه: از خوردگی تا واکنش‌های شیمیایی در خطوط انتقال

پودر سیاه (Black Powder) اصطلاحی در صنایع نفت و گاز برای اشاره به آلودگی سایشی و واکنش‌پذیری است که در تمام هیدروکربن‌ها و مشتقات هیدروکربنی وجود دارد. این ماده ترکیبی از انواع مختلف سولفید آهن و اکسید آهن به‌همراه سایر ترکیبات و مواد مانند کلریدها، سدیم، کلسیم، ذرات فلزی، شن و انواع مختلف مواد زائد مانند سیلیکا و دیگر ذرات است. این آلودگی با نام‌های دیگری مانند Rouge، خاک سیاه، خاک قهوه‌ای، خاک قرمز و نام‌های مشابه نیز شناخته می‌شود و یکی از مشکلاتی که عمدتا با این نوع آلاینده ها وجود دارد ترکیبات متفاوتی است که این مواد معمولا دارند. 

پودر سیاه عمدتاً در اثر سه سازوکار اصلی شامل خوردگی داخلی خطوط لوله، فرسایش مکانیکی سطوح فلزی و واکنش‌های میکروبی شکل می‌گیرد. حضور ترکیبات خورنده نظیر H₂S و CO₂ در کنار رطوبت، باعث ایجاد محصولات خوردگی مانند اکسیدها و سولفیدهای آهن می‌شود؛ در حالی که سرعت‌ بالای جریان، تلاطم، وجود ذرات جامد معلق موجب سایش جداره‌ها و آزادسازی ذرات جدید می‌گردد. همچنین باکتری‌های تولیدکننده گوگرد و اسید می‌توانند روند تخریب داخلی را تشدید کنند. این فرایندها به‌طور همزمان یا مجزا در سیستم‌های نفت و گاز رخ می‌دهند و منجر به تولید مداوم پودر سیاه در طول عملیات پالایش، انتقال و فرآورش، ذخیره سازی، تولیدات پتروشیمی و حتی حین عملیات بارگیری و تخلیه می‌گردند.

پودر سیاه و خوردگی در خطوط لوله گاز

در خطوط لوله گاز، پودر سیاه یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد خوردگی و کاهش کارایی سیستم است. این پودر که از ذرات ریز اکسیدهای آهن، سولفیدها و کربنات‌ها تشکیل شده، نسبت به فولاد کربنی سخت‌تر است و بنابراین با ایجاد سایش بیشتر، روند فرسایش دیواره لوله و تجمع آلودگی‌ها را تسریع می‌کند. پودر سیاه می‌تواند تا ۴۰ درصد نقص‌های خطوط لوله را به خود اختصاص دهد. خوردگی در خطوط لوله به دو دسته کلی خوردگی مرطوب که شامل خوردگی یکنواخت، گالوانیک، حفره‌ای و شکافی؛ و خوردگی خشک که بدون حضور آب رخ می‌دهد و شامل اکسیداسیون، سولفیداسیون، کربوریزاسیون و کربورزدایی است، تقسیم می شود. برای وقوع خوردگی خشک اکسیداتیو معمولاً دما باید حدود ۳۷۰ درجه سانتی‌گراد باشد و برای سایر انواع خوردگی خشک، دماهای بالاتری مورد نیاز است.

برای درک و کنترل این پدیده، شناخت مکانیسم‌های خوردگی ضروری است. از نظر اصول الکتروشیمیایی، سه شرط برای رخداد خوردگی لازم است: وجود دو ناحیه آندی و کاتدی روی یک فلز یا بین دو فلز مختلف، وجود یک الکترولیت که انتقال یون‌ها را ممکن کند و ایجاد تماس الکتریکی میان آند و کاتد. ترکیب این شرایط باعث می‌شود واکنش‌های خوردگی آغاز شده و با حضور پودر سیاه شدت یابد. در نتیجه، تحلیل دقیق رفتار پودر سیاه و مکانیسم‌های خوردگی می‌تواند نقش مؤثری در جلوگیری از خرابی‌ها و بهبود عمر خطوط لوله داشته باشد. سه دسته اصلی فرآورده‌های خوردگی و مکانیسم‌های واکنش وجود دارد که هرکدام از مسیرهای متفاوتی منجر به تشکیل پودر سیاه و تشدید خوردگی در خطوط لوله گاز می‌شوند. این دسته‌بندی به صورت زیر قابل ارائه است:

اکسیداسیون آهن

در این فرایند، آهن در حضور اکسیژن یا عوامل اکسیدکننده دچار خوردگی شده و اکسیدهای مختلفی از جمله α، β و γ-Fe₂O₃ تشکیل می‌دهد. نوع γ به دلیل ناپایداری، سریعاً به مگنتیت (Fe₃O₄) تبدیل می‌شود.

تشکیل سولفید آهن (FeS و FeS₂) در اثر خوردگی سولفیدی

در صورت وجود H₂S در گاز، این ماده به‌طور مستقیم با آهن واکنش داده و سولفید آهن (FeS) تولید می‌کند. اگر غلظت H₂S افزایش یابد، واکنش‌های تکمیلی می‌توانند منجر به تشکیل پیریت (FeS₂)[۱] شوند که یکی از محصولات پایدارتر خوردگی سولفیدی است. این ترکیبات علاوه بر نقش خود در ایجاد پودر سیاه، محیط مطلوبی برای رشد باکتری‌های SRB فراهم می‌کنند و از این طریق چرخه خوردگی را تشدید می‌کنند.

[۱] Pyrite

تشکیل سیدریت (FeCO₃) در اثر خوردگی CO₂

در حضور CO₂، آب چگالیده موجود در خطوط لوله گاز با این گاز واکنش داده و اسید کربنیک تشکیل می‌دهد. اسید کربنیک حاصل، یک محیط خورنده ایجاد می‌کند که با آهن واکنش داده و منجر به تشکیل سیدریت (FeCO₃) می‌شود. این ترکیب یکی از محصولات اصلی خوردگی ناشی از CO₂ در خطوط لوله است و معمولاً بخشی از ساختار پودر سیاه را تشکیل می‌دهد.

خوردگی میکروبی(Microbially Influenced Corrosion)

یکی از مهم ترین عوامل خوردگی نیز می تواند اکسیداسیون میکروبی باشد، در واقع باکتری‌های کاهنده سولفات (SRB) نیز با مصرف ترکیبات آلی و سولفات، گاز H₂S تولید می‌کنند که خود عامل تشدید خوردگی است. این نوع خوردگی از مهم‌ترین بخش‌های خوردگی داخلی خطوط لوله است و به‌طور غیرمستقیم باعث افزایش تولید اکسیدهای آهن می‌شود.

۲H⁺ + SO₄²⁻ + CH۴O → H₂S + CO₂ + ۲H₂O

شکل ۱-تشکیل پودرسیاه در خطوط لوله

اثرات پودر سیاه

پودر سیاه حاوی انواع ترکیبات آهن و گوگرد با اندازه و شکل ذرات مختلف است. بسته به شرایط خط لوله، می‌تواند به صورت پودر خشک، سوسپانسیون مایع یا لجن چسبنده متوسط باشد. پودر خشک به راحتی توسط گازها منتقل می‌شود که می‌تواند بر کیفیت گاز تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، اگر ماده ظاهری قیر مانند داشته باشد، معمولاً پودر مرطوب نامیده می‌شود. پودر مرطوب تمایل به تجمع در خطوط لوله دارد که می‌تواند باعث نوسانات جریان و همچنین افت فشار شود. علاوه بر این، تجهیزاتی مانند کمپرسورها، شیرها و کوره‌ها می‌توانند در اثر سایش آسیب ببینند یا در اثر تجمع مسدود شوند.

  1. خوردگی و تولید ذرات
    پودر سیاه غالباً ناشی از خوردگی داخلی لوله‌ها و تجهیزات است؛ زمانی که آب آزاد، گازهای اسیدی مثل H₂S، CO₂ و تغییرات فشار و دما همراه شوند، فرایند خوردگی تسریع می‌شود این ذرات خورده‌شده سپس به‌صورت ذرات معلق یا رسوب جمع می‌شوند.
  2. انسداد و افت جریان
    ذرات پودر سیاه با عبور در جریان گاز می‌توانند اجزای حساس مانند شیرها، کنتورها، نازل‌ها و کمپرسورها را سایش دهند یا مسدود کنند. این موضوع باعث افت جریان، افزایش افت فشار و کاهش بهره‌وری شبکه می‌شود.
  3. اختلال در فرایندهای پایین‌دست
    در سیستم‌هایی مانند واحدهای شیرین‌سازی آمین، واحدهای آب‌زدایی گلیکول، پودر سیاه می‌تواند منجر به کک‌سازی، رسوب‌گذاری، کف کردن و کاهش راندمان فرایند شود .این اختلالات باعث هزینه‌های اضافی و توقف‌های تعمیراتی می‌گردند.
  4. خطرات ایمنی و محیط‌زیستی
    ذرات بسیار ریز پودر سیاه ممکن است همراه با گاز و هیدروکربن حمل شوند و در اثر تماس با هوا یا در شرایط ویژه، خطر احتراق یا انتشار گاز را بالا ببرند علاوه بر آن، خرابی تجهیزات در نتیجه این ذرات می‌تواند منجر به نشت گاز، انتشار آلاینده‌ها و خطرات محیط‌زیستی شود.

شناسایی و آنالیز پودر سیاه

برای مدیریت ریسک و پیشگیری از هزینه‌های سنگین تعمیرات، پایش مستمر و شناسایی دقیق ترکیب پودر سیاه اهمیت ویژه دارد. به دلیل ماهیت پیچیده پودر سیاه، شناسایی دقیق ساختار، ترکیب شیمیایی و مکانیسم‌های تشکیل آن اهمیت بسیاری دارد. از این رو، بهره‌گیری از روش‌های تشخیص و آنالیز پیشرفته برای درک نحوه شکل‌گیری، میزان خطر و اقدامات کنترل و پیشگیری ضروری است.

روش‌های مختلفی از جمله تحلیل‌های شیمیایی، آزمون‌های ساختاری، روش‌های میکروسکوپی گرفته می‌شوند تا بتوان ترکیبات تشکیل‌دهنده پودر سیاه، اندازه ذرات، ساختار بلوری و عوامل مؤثر بر فرایند خوردگی ناشی از آن را مشخص کرد. شناخت دقیق این ویژگی‌ها نه تنها امکان درک بهتر مکانیسم‌های خوردگی را فراهم می‌کند، بلکه مسیر انتخاب راهکارهای مناسب برای مدیریت، مهار و کاهش اثرات مخرب پودر سیاه در خطوط لوله گاز را هموار می‌سازد. در سال‌های اخیر، فناوری‌های مدرن امکان تحلیل سریع‌تر و دقیق‌تر را فراهم کرده‌اند.

روش های شناسایی

روش‌های شناسایی و آنالیز پودر سیاه به‌عنوان ابزارهای کلیدی برای تشخیص منشأ خوردگی و تعیین ارتباط میان عوامل خورنده (H₂S، CO₂، O₂ و H₂O) و ترکیبات تشکیل‌دهنده آن مورد استفاده قرار می‌گیرند. ، مجموعه‌ای از تکنیک‌های مکانیکی، شیمیایی و میکروسکوپی به کار گرفته شده‌اند که هرکدام اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار، ترکیب و رفتار پودر سیاه ارائه می‌دهند.  استفاده از روش‌ها امکان شناسایی دقیق فازهای معدنی، تعیین عناصر موجود، بررسی ریزساختار و حتی تعیین سختی و مقاومت ذرات را فراهم می‌کند. در ادامه برخی از روش های شناسایی پودر سیاه آورده شده است:

  1. سختی‌سنجی (hardness)
  2. فلورسانس پرتو ایکس (X-ray Fluorescence – XRF)
  3. میکروسکوپ الکترونی روبشی (Scanning Electron Microscopy – SEM)
  4. پراش پرتو ایکس (X-ray Diffraction – XRD)
  5. طیف‌سنجی پراکندگی انرژی پرتو ایکس (Energy Dispersive Spectroscopy – EDS)
  6. توزیع اندازه ذرات (PSD) در این روش گاز یا مایع فرایندی از یک غشای آزمایشی با اندازه ۰.۱ میکرون در سرویس گاز عبور داده می‌شود تا جامدات را جمع‌آوری کند. مقدار سیال نمونه‌برداری شده به گونه‌ای تنظیم می‌شود که غشای PSD حاوی ذرات کافی باشد تا بتواند ذرات منفرد را بدون همپوشانی یا تشکیل کیک شمارش کند. این غشا را می‌توان به صورت دستی با استفاده از میکروسکوپ نوری یا به صورت خودکار با استفاده از … ارزیابی کرد[۱].

در خصوص آنالیز سایز ذرات پودر سیاه طبق مقالات، اندازه ذرات پودر سیاه از بالای ۵۰۰ میکرون تا بسیار کمتر از ۱ میکرون است. اغلب، نمونه‌ها غلظت ذرات بالایی با اندازه کمتر از ۱۰ میکرون را نشان می‌دهند که بیش از ۵۰٪ از کل آلودگی است. علاوه بر این، تا ۵۰٪ از آلودگی پودر سیاه می‌تواند ۵ میکرون یا کمتر باشد؛ ۳۰٪ از آن می‌تواند ۱ میکرون یا کمتر باشد. طبق مطالعه ای ۵۰٪ آلودگی خطوط لوله گاز در ابوظبی بین ۳ تا ۵ میکرومتر بوده است، در حالی که تنها ۵٪ در محدوده ۵۰ تا ۱۰۰ میکرومتر بوده است.

شکل ۲-نمونه ای از آنالیز black powder به روش های SEM و EDX [1]

روش سریع تست مغناطیسی

تست مغناطیسی یکی از سریع‌ترین و ساده‌ترین روش‌های میدانی برای شناسایی اولیه پودر سیاه است که با هدف تعیین وجود ترکیبات آهنی در نمونه انجام می‌شود. در این روش مقدار کمی از پودر سیاه در یک کیسه شفاف قرار داده شده و یک آهنربای قوی نئودیمیومی از بیرون کیسه به آن نزدیک می‌شود. واکنش نمونه به آهنربا نشان‌دهنده حضور یا عدم حضور ترکیباتی مانند سولفید آهن (FeS)، مگنتیت (Fe₃O₄) و اکسیدهای آهن است که اجزای اصلی  Black Powder  واقعی محسوب می‌شوند. چسبندگی قوی ذرات به آهنربا نشان‌دهنده غالب بودن مواد آهنی و خوردگی‌زا است، در حالی که واکنش ضعیف یا عدم واکنش بیانگر غالب بودن رسوبات غیرآهنی مانند سیلیکات‌ها، نمک‌ها، کربن، یا مواد آلی است.

این تست به‌عنوان یک روش غربالگری اولیه عمل می‌کند و جایگزین روش‌های دقیق‌تر آزمایشگاهی مانند SEM/EDS، XRD نمی‌شود، اما می‌تواند به‌سرعت تشخیص دهد که نمونه احتمالاً از نوع واقعی پودر سیاه (Iron-Based Contamination) است یا از نوع آلی و معدنی غیرمغناطیسی. استفاده از این تست باعث کاهش خطاهای تشخیصی، انتخاب صحیح روش‌های آنالیز بعدی و درک بهتر منشأ آلودگی در خطوط انتقال گاز، میعانات و تجهیزات فرایندی می‌شود.

روش‌های کنترل تولید پودرسیاه

تولید و انتشار پودر سیاه معمولاً ناشی از مجموعه‌ای از عوامل ریشه‌ای شامل رطوبت، حضور ترکیبات خورنده، ناپایداری شرایط عملیاتی و کیفیت متریال خطوط لوله است؛ عواملی که در صورت کنترل‌نشدن، منجر به تشکیل رسوبات، انسداد تجهیزات و کاهش راندمان سیستم می‌شوند.با توجه به ماهیت مخرب و تأثیرات گسترده پودر سیاه، رویکردهای پیشگیرانه جایگاه ویژه‌ای در برنامه‌های مدیریت یکپارچگی خطوط لوله دارند. هدف از روش‌های پیشگیرانه، حذف یا کاهش عوامل ایجادکننده این آلودگی در مبدا و پیش از ورود آن به چرخه انتقال است. این روش‌ها شامل کنترل دقیق رطوبت، مهار ترکیبات خورنده، استفاده از پوشش‌های مقاوم به خوردگی، بهینه‌سازی شرایط فرایندی و اجرای برنامه‌های پایش و نگهداری پیش‌بینانه می‌باشند. اتخاذ چنین سیاست‌هایی نه‌تنها از بروز مشکلات عملیاتی جلوگیری می‌کند، بلکه موجب افزایش طول عمر دارایی‌ها، کاهش هزینه‌های بهره‌برداری و ارتقای قابلیت اطمینان سیستم انتقال می‌گردد.

کنترل رطوبت و آب آزاد در سیال انتقالی

رطوبت یکی از اصلی‌ترین عوامل تحریک خوردگی داخلی لوله‌ها و تشکیل ترکیبات آهنی نظیر FeS ،Fe₃O₄ و        Fe₂O₃  است. بنابراین اعمال روش‌های کنترل رطوبت و آب زدایی ((Dehydration  شامل جذب (Glycol Dehydration) یا جذب سطحی (Molecular Sieves) که موجب کاهش چشمگیر احتمال تولید می‌شود. بنابراین جهت جلوگیری از تولید پودرسیاه تمهیدات خشک‌سازی پیش از انتقال، به‌ویژه در خطوط گاز ترش، از اهمیت بالایی برخوردار است.

نکته مهم در خصوص پیشگیری از تولید پودر سیاه ،  نقطه شبنم گاز باید هنگام کار با خط لوله در نظر گرفته شود زیرا رطوبت آب به همراه اجزای گاز اسیدی باعث خوردگی شدید می‌شود. این امر برای اطمینان از جلوگیری از واکنش‌های شیمیایی/بیولوژیکی است.

کاهش ترکیبات خورنده H₂S ،CO₂  و سایر ترکیبات فعال

هیدروژن سولفید و دی‌اکسیدکربن با آهن موجود در جداره لوله واکنش داده و سولفید آهن و کربنات آهن تولید می‌کنند. به منظور جلوگیری از این شرایط می توان از مهارکننده های خوردگی استفاده نمود و  به‌عنوان راهبردهای مؤثر برای کاهش نرخ خوردگی بهیته سازی فرایند شیرین سازی گاز صورت گیرد.

استفاده از پوشش‌های داخلی مقاوم به خوردگی

در خطوط و تجهیزات حساس، استفاده از پوشش‌های Epoxy-based، پلی‌اورتان، یا Glass Flake Coating باعث ایجاد سد فیزیکی در برابر تماس سیال با فلز پایه شده و واکنش‌های خوردگی را به حداقل می‌رساند. این اقدام یکی از مؤثرترین روش‌ها برای جلوگیری از تولید رسوبات آهنی است.

کنترل پارامترهای عملیاتی

نوسانات ناگهانی فشار، شوک حرارتی، سرعت جریان بالا و وجود توربولانس شدید، می‌توانند پوسته‌های خوردگی تشکیل‌شده را جدا کرده و وارد جریان کنند. تثبیت و کنترل سرعت جریان و جلوگیری از سیکل‌های دمایی غیرضروری از راهکارهای مهم در کاهش تشکیل و انتشار پودر سیاه هستند.

برنامه جامع نگهداری، بازرسی

در یک سامانه مدیریت پیشگیرانه، نمونه‌برداری دوره‌ای از سیال، رسوبات و تحلیل دقیق ترکیبات پودر سیاه  نقش اساسی در شناسایی ماهیت و منبع تولید پودر سیاه ایفا می‌کند. هم‌زمان، پایش مستمر پارامترهای کلیدی خورندگی شامل غلظت H₂S، CO₂ و میزان رطوبت، امکان ارزیابی لحظه‌ای شرایط فرایندی و تشخیص انحرافات از محدوده‌های عملیاتی ایمن را فراهم می‌سازد. به‌منظور ارزیابی کامل وضعیت خطوط لوله، استفاده از ابزارهای بازرسی درون‌خطی ‌ ضروری است؛ چراکه این ابزارها قادرند نقاط فعال خوردگی، ساییدگی یا نازک‌شدگی دیواره لوله را با دقت بالا شناسایی کنند. در کنار این اقدامات، ثبت و تحلیل داده‌های خوردگی و توسعه مدل‌های پیش‌بینی نرخ تشکیل Black Powder، امکان پایش روندها، ارزیابی رفتار خوردگی و اتخاذ تصمیمات اصلاحی یا پیشگیرانه را فراهم می‌کند. این مجموعه فعالیت‌ها در کنار یکدیگر شرایط لازم برای تشخیص زودهنگام، پیشگیری مؤثر و مدیریت هوشمندانه خطرات مرتبط با پودر سیاه را فراهم می‌آورند.

تکنیک‌های جداسازی و حذف پودر سیاه

 انواع مختلفی از فناوری‌های جداسازی برای حذف آلاینده‌های جامد از خطوط لوله وجود دارد، اما کارایی آنها می‌تواند ناکافی باشد. در واقع مطالعات نشان داده است که توزیع اندازه ذرات در پودر سیاه  از یک مکان به مکان دیگر به طور قابل توجهی متفاوت است و بنابراین نصب یک فیلتر با کارایی بالا و طراحی سایر تجهیزات مناسب جداسازی، یک راه حل کارآمد و مقرون به صرفه برای افزایش قابلیت اطمینان عملیات خط لوله است. برخی از فناوری‌های جداسازی نیز می‌توانند برای حذف آب مایع از خطوط لوله، به عنوان وسیله‌ای برای حذف یکی از منابع تشکیل پودر سیاه، در نظر گرفته شوند. بنابراین برای حذف کامل پودر سیاه از فرایند های گاز دو رویکرد کلی وجود  دارد که شامل کنترل و پیشگیری از ایجاد این نوع آلاینده و دیگری جداسازی و حذف پودر سیاه ایجاد شده که در ادامه برخی از روش های موثر ارائه گردیده است:

پیگ‌رانی (Pigging)

پیگ‌ رانی نوعی از تمیزکاری مکانیکی است که در بیشتر خطوط پیگرانی‌شونده قابل اجراست. در این روش، از پیگ‌های مکانیکی استفاده می‌شود که بدون نیاز به تزریق آب یا توقف جریان سیال، از داخل خط عبور داده می‌شوند و رسوبات چسبیده به جداره لوله را جدا و جابه‌جا می‌کنند. این تکنیک برای خطوط عملیاتی که امکان ورود مایعات یا انجام عملیات شیمیایی در آنها محدود است، کاربرد گسترده‌ای دارد .

  • تمیزکاری شیمیایی (Chemical Cleaning)

در شرایطی که رسوبات حالت چسبنده، لایه‌ای یا لجن‌مانند دارند، استفاده از مواد شیمیایی مناسب مانند:

  • شوینده‌های قلیایی
  • حلال‌های آلی
  • محلول‌های مخصوص حذف سولفید آهن
    می‌تواند موجب آزادسازی و حل‌کردن رسوبات از جداره لوله شود.

فیلتر های کارتریجی ذرات

فیلترهای ذرات گاز  از رایج‌ترین و مؤثرترین فناوری‌های جداسازی برای حذف Black Powder در خطوط انتقال گاز طبیعی و مایعات هیدروکربنی هستند. این فیلترها معمولاً از کارتریج‌های استوانه‌ای تشکیل می‌شوند که درون یک مخزن تحت فشار قرار می‌گیرند. عملکرد این فیلترها با افت فشار اولیه بسیار کم چند psiآغاز می‌شود و با تجمع جامدات در سطح یا عمق مدیای فیلتراسیون، افت فشار به‌تدریج افزایش می‌یابد تا به مقدار تعیین‌شده برسد؛ در این مرحله، کارتریج‌ها باید تعویض شوند.

طراحی فیلترهای کارتریجی در انواع مختلفی ارائه می‌شود که شامل کارتریج‌های چین دار، و با مدل های سطحی  و مدل‌های عمقی است. در بسیاری از فیلترهای مدرن، از مدیا ‌های دارای گرادیان اندازه منافذ استفاده می‌شود؛ به این معنا که اندازه حفرات از بیرون به داخل کاهش می‌یابد و این ساختار عمقی موجب افزایش ظرفیت نگهداشت ذرات، بهبود راندمان جداسازی و افزایش طول عمر فیلتر می‌گردد.

مواد تشکیل‌دهنده مدیای فیلتراسیون بسته به شرایط فرایندی متنوع هستند؛ اما سلولز، فایبرگلاس و پلی‌پروپیلن از رایج‌ترین گزینه‌ها محسوب می‌شوند. این فیلترها با رتبه‌بندی حذف ذرات بین کمتر از ۱ میکرون تا حدود ۱۰۰ میکرون تولید می‌شوند، و انتخاب اندازه مناسب به کیفیت مورد نیاز گاز و حساسیت تجهیزات پایین دست وابسته است.

جداکننده های سیکلونی (Cyclonic Separators)

جداکننده‌های سیکلونی به‌عنوان یکی از تجهیزات مکانیکی متداول، در برخی از سامانه‌های انتقال و فرآورش گاز برای کاهش بار ذرات جامد درشت، از جمله پودر سیاه، مورد استفاده قرار می‌گیرند. این تجهیزات با ایجاد جریان گردابی و اعمال نیروی گریز از مرکز، ذرات جامد با چگالی بالاتر را از جریان گاز جدا کرده و در بخش پایینی مخزن جمع‌آوری می‌کنند. استفاده از سیکلون‌ها به‌ویژه در شرایطی که غلظت ذرات نسبتاً بالا و اندازه آن‌ها در محدوده چند میکرون و بالاتر باشد، می‌تواند به‌عنوان یک مرحله پیش‌جداسازی (Pre-separation) مؤثر عمل کند و از ورود ذرات درشت به تجهیزات حساس پایین‌دست جلوگیری نماید. با این حال، به دلیل غالب بودن ذرات ریز و زیرمیکرونی در ترکیب پودر سیاه خطوط گاز، راندمان سیکلون‌ها در حذف کامل این آلاینده محدود بوده و معمولاً برای ذرات کوچک‌تر از حدود ۵ میکرون کارایی مطلوبی ندارند. علاوه بر این، افزایش سرعت جریان به‌منظور بهبود راندمان جداسازی، اغلب با افت فشار قابل‌توجه همراه است که می‌تواند منجر به افزایش مصرف انرژی در کمپرسورها شود. از این رو، سیکلون‌ها در کاربردهای مرتبط با پودر سیاه بیشتر به‌عنوان تجهیز مکمل و در ترکیب با فناوری‌های دقیق‌تر نظیر فیلترهای عمقی، فیلترهای مطلق یا جداکننده‌های مغناطیسی توصیه می‌شوند، نه به‌عنوان راهکار مستقل جداسازی.

سیکلو فیلتر

سیکلو-فیلتر یک طراحی فیلتر جدید که مزایای سیکلون و فیلتر مطلق را با هم ترکیب می‌کند. این یک جداکننده دو مرحله‌ای است که از یک بخش سیکلونی با سرعت پایین برای جدا کردن درشت‌ترین ذرات تا ۵ تا ۱۰ میکرون و یک بخش فیلتر کارتریج با درجه مطلق برای حذف ریزترین ذرات تا مشخصات درخواستی تشکیل شده است. بخش سیکلونی با سرعت‌های پایین کار می‌کند تا افت فشار کمی، معمولاً چند psi، ایجاد کند. سیکلو-فیلتر یک جداکننده با کارایی بالا و ظرفیت بالا است که قادر به مدیریت محتویات جامد بالا از جمله لخته‌های جامد در طول عملیات خراشیدن خط لوله است.

تکنیک‌های جداسازی مغناطیسی

ذرات موسوم به پودر سیاه به دلیل اندازه بسیار ریز، چگالی بالا و ماهیت آهن‌دار و مغناطیسی خود، به‌سختی توسط فیلترهای متداول کارتریجی یا مش ها قابل حذف هستند. کاهش اندازه منافذ فیلتر اگرچه می‌تواند تا حدی راندمان جداسازی را افزایش دهد، اما معمولاً با افت شدید دبی، افزایش فشار برگشتی و گرفتگی سریع فیلتر همراه است و از نظر بهره‌برداری پایدار مقرون‌به‌صرفه نیست. همچنین روش‌های مکانیکی نظیر پیگ‌رانی یا جداکننده‌های ثقلی عمدتاً برای حذف رسوبات درشت مؤثر بوده و توانایی کافی برای جداسازی ذرات ریز معلق در جریان گاز یا مایع را ندارند. این محدودیت‌ها نیاز به راهکارهای مکمل و غیرمتکی بر اندازه منافذ فیلتر را برجسته می‌سازد.

در این میان، فیلترها و جداکننده‌های مغناطیسی به‌عنوان یک فناوری مؤثر برای کنترل پودر سیاه مطرح شده‌اند. این سیستم‌ها با استفاده از میدان‌های مغناطیسی قوی، قادر به جذب و نگه‌داشت ذرات فرومغناطیس و پارامغناطیس با اندازه‌های میکرونی و حتی زیرمیکرونی هستند، بدون آنکه افت فشار قابل‌توجهی به سیستم تحمیل کنند.

شکل ۳-نمونه از سپراتور مغناطیسی [۷]

این فناوری‌ها، نقش مهمی در کاهش تجمع پودر سیاه، افزایش عمرتجهیزات پایین‌دست و بهبود قابلیت اطمینان عملیاتی در صنایع گاز و فرایندی ایفا می‌کنند.                                                                

کوالسرهای گاز مایع

همان گونه که پیش تر نیز مطرح شد آلودگی موسوم به پودر سیاه در سیستم‌های گاز و هوای فشرده معمولاً از ترکیباتی نظیر اکسیدهای آهن، سولفیدهای آهن، محصولات جانبی خوردگی و ذرات ریز جامد تشکیل شده است که در نتیجه فرایندهای خوردگی داخلی خطوط لوله و تجهیزات فرایندی ایجاد می‌شوند. تشکیل، تجمع و انتقال پودر سیاه به‌طور مستقیم تحت تأثیر وجود آب آزاد، رطوبت میعان‌شده و مایعات هیدروکربنی در جریان سیال قرار دارد.

در واقع فیلترهای کوالسر ذاتاً برای جداسازی مستقیم ذرات جامد خشک مانند پودر سیاه طراحی نشده‌اند. عملکرد اصلی این فیلترها حذف آئروسل‌های مایع، از جمله قطرات آب و روغن، از طریق فرایند تجمیع قطرات ریز (coalescing) و تبدیل آن‌ها به قطرات بزرگ‌تر و قابل جداسازی توسط نیروی گرانش است. از این‌رو، استفاده از کوالسر به‌تنهایی نمی‌تواند به‌عنوان راهکار اصلی حذف پودر سیاه در سیستم‌هایی با آلودگی جامد قابل‌توجه در نظر گرفته شود.

با این حال، فیلترهای کوالسر نقش غیرمستقیم اما بسیار حیاتی در کنترل پودر سیاه ایفا می‌کنند. حضور رطوبت یکی از عوامل کلیدی در تشدید فرایندهای خوردگی و در نتیجه تولید پودر سیاه است. با حذف مؤثر آب آزاد و رطوبت از جریان گاز، کوالسرها نرخ خوردگی در خطوط بالادست و پایین‌دست را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای کاهش داده و بدین ترتیب منبع اصلی تولید پودر سیاه را کنترل می‌کنند.

از منظر طراحی سیستم، استفاده از فیلترهای کوالسر نقش اساسی در حفاظت از فیلترهای با راندمان بالا در پایین‌دست ایفا می‌کند. در صورت عدم حذف مایعات پیش از فیلتر ذرات، این فیلترها به‌سرعت دچار گرفتگی، افزایش شدید افت فشار و کاهش عمر بهره‌برداری می‌شوند. کوالسرها با حذف بار مایع، شرایط عملیاتی پایدار ایجاد کرده و مانع از فرایند های خوردگی و تولید پودرسیاه می شوند و همچنین  عمر مفید فیلترهای  پایین‌دست را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهند.

در جمع‌بندی، هرچند فیلترهای کوالسر به‌تنهایی راهکار مستقیمی برای حذف پودر سیاه محسوب نمی‌شوند، اما نقش آن‌ها در کنترل رطوبت، کاهش خوردگی و حفاظت از تجهیزات پایین‌دست، آن‌ها را به یکی از اجزای کلیدی و غیرقابل‌چشم‌پوشی در هر استراتژی جامع مدیریت پودر سیاه تبدیل می‌کند. استفاده صحیح و ترکیبی از کوالسرها در کنار فیلترهای ذره‌ای اختصاصی، مزایای عملیاتی قابل‌توجهی از جمله کاهش نرخ خوردگی، افزایش قابلیت اطمینان سیستم فیلتراسیون، افزایش عمر تجهیزات و بهبود یکپارچگی سیستم را به همراه خواهد داشت.

فیلترجداکننده‌ها (Filter–Separators)

این تجهیزات معمولاً به صورت مخازن افقی دو مرحله‌ای طراحی می‌شوند، یکی از مؤثرترین تجهیزات برای کنترل و کاهش پودرسیاه در خطوط گاز محسوب می‌شوند. در مرحله اول، جریان گاز از المنت‌های فیلترها عبور می‌کند که وظیفه اصلی آن‌ها حذف ذرات جامد پودر سیاه، شامل اکسیدهای آهن، سولفیدها و ذرات خوردگی و قطرات مایع موجود در گاز است. این مرحله به‌طور مستقیم بار ذرات جامد را کاهش می‌دهد و از انتقال آن‌ها به تجهیزات پایین‌دست جلوگیری می‌کند. در مرحله دوم، یک جداکننده پرده ای (Vane Pack) یا دمسیتر ( Demister) تعبیه می‌شود که برای جداسازی آئروسل‌های مایع طراحی شده است؛ این بخش قطرات مایع را از جریان جدا می‌کند. ترکیب این دو مکانیزم باعث می‌شود فیلتر–جداکننده‌ها نه‌تنها ذرات جامد خشک، بلکه فاز مایع را نیز به‌طور مؤثر حذف کنند. به همین دلیل، این تجهیزات به‌ویژه در خطوط انتقال گاز ، واحدهای ورودی ایستگاه‌های تقویت فشار و پیش‌حفاظت کمپرسورها و توربین‌ها، به‌عنوان یک راهکار استاندارد و قابل‌اعتماد برای مدیریت پودرسیاه به کار می‌روند.

شکل ۴-شماتیکی از Filter–Separators

مرور مطالعات انجام‌شده درباره پودر سیاه

استفاده از کارتریج های عمقی

در یک مطالعه انجام‌شده توسط شرکت Pall Corporation  روی یک مجتمع پتروشیمی در خاورمیانه، مشکلات گسترده‌ای ناشی از وجود پودر سیاه در جریان گاز طبیعی گزارش شد. برای بررسی ماهیت آلودگی، نمونه‌برداری از رسوبات تجمع‌یافته در تجهیز Knock-Out Drum (KO Drum) انجام شد که حدود ۲ تن بود.  و نتایج آنالیز نشان داد که ترکیب اصلی این ذرات، سولفید آهن است. براساس بررسی‌های انجام‌شده، فیلترهای موجود با درجه اسمی ۱۰ میکرون قادر به حذف مؤثر پودر سیاه نبودند و برای حل این چالش کمپانی پال یک سیستم فیلتراسیون تک مرحله‌ای مجهز به کارتریج‌های فیلتر بدون هسته عمقی و ساختار منافذ درجه‌بندی شده را در نظر  را پیشنهاد داد. پال یک سیستم فیلتر دو محفظه‌ای برای قابلیت آماده به کار ارائه داد. هر مخزن قطری معادل ۱۳۲ سانتی‌متر (۵۲ اینچ) داشت و به (۳۰) کارتریج بدون هسته مجهز شده بود. در طول فرایند اندازه‌گیری، به توزیع جریان در اطراف المنت فیلتر توجه شد تا شرایط مطلوب برای تشکیل یک «کیک» فیلتر در اطراف هر کارتریج فراهم شود و در نتیجه ظرفیت حذف جامدات فیلتر و طول عمر آن افزایش یابد همچنین نمونه‌برداری از جریان گاز در ورودی و خروجی فیلترها به‌منظور اندازه‌گیری غلظت ذرات صورت گرفت که مقدار ذرات معلق در ورودی  ۰.۶۱ ppmw و در خروجی کمتر از   ۰.۰۱ ppmw اندازه‌گیری شد.[۱] در شکل  ۵فیلترهای  Coreless (PALL) با درجه فیلتراسیون مطلق ۱ میکرون از نوع Depth Filter با ساختار تخلخل گرادیانی که براساس ادعای شرکت PALL پس از یک دوره بهره‌برداری موفق به مدت ۲۰ ماه عملکرد قابل قبولی در حذف ذرات بلک پودر از جریان گاز نشان دادند.

شکل ۵-نمونه فیلترهای شرکت PALL برای حذف پودر سیاه

استفاده از جداکننده گردابه ای از نوع کانال مارپیچی

درطی مطالعه ای توسط مرتضی عیوضی و همکاران یک جداکننده گردابه‌ای با کانال‌مارپیچی (Spiral-Channel  Dust Separator) به‌صورت آزمایشگاهی و شبیه‌سازی عددی (CFD) برای ارزیابی کارایی جداسازی پودر سیاه از خطوط لوله گاز طبیعی بررسی شده است. اثر دبی گاز و غلظت پودر سیاه بر راندمان جداسازی و افت فشار تحلیل گردید و توزیع اندازه ذرات پودر سیاه در بازه ۰.۱۵ تا ۵ میکرومتر اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد راندمان جداسازی برای ریزترین ذرات با میانگین ۰.۳۲۷ میکرومتر به ۸۶٪ رسید؛ در حالی‌که یک سیکلون (Stairmand)  با راندمان بالا و ظرفیت عملیاتی برابر، راندمانی کمتر از ۱٪ داشت. همچنین برای ذرات بزرگ‌تر از ۱ میکرومتر، راندمان جداسازی به ۱۰۰٪ رسید.

از سوی دیگر، شبیه‌سازی‌های CFD میدان‌های سرعت و فشار، مسیر جداسازی ذرات و نواحی غنی‌شدگی ذرات در کانال‌ها را مشخص کرد. محاسبات نشان داد که انقباض شعاعی و انحراف جریان در خروجی جداکننده، موجب تشکیل ناحیه‌ای با گاز بسیار پاک در بالای ورودی هوای تمیز می‌شود. علاوه بر این، فاصله بین خروجی جداکننده و ورودی گاز پاک‌شده به‌عنوان یک پارامتر طراحی کلیدی معرفی شد و مشخص گردید که کاهش زاویه پیچش کانال‌ها می‌تواند افت فشار را کم کند، بدون اینکه تاثیر قابل توجهی بر راندمان جداسازی داشته باشد. همچنین عملکرد مدل آشفتگی RNG k-ε نیز ارزیابی و گزارش شد.

نتیجه‌گیری

با توجه به فراگیر بودن پودر سیاه در شبکه‌های انتقال و تأسیسات هیدروکربنی، می‌توان نتیجه گرفت که این آلاینده یکی از عوامل اصلی در افزایش نرخ خرابی تجهیزات، افت کیفیت گاز و بالا رفتن هزینه‌های عملیاتی است. وجود ذرات ساینده و خورنده در جریان، علاوه بر تشدید فرایندهای خوردگی و فرسایش، می‌تواند باعث انسداد خطوط، اختلال در عملکرد ابزار دقیق، آسیب به کمپرسورها، شیرهای کنترلی و تجهیزات اندازه‌گیری شود و در نهایت توقف‌های ناخواسته و کاهش قابلیت اطمینان سیستم را به دنبال داشته باشد. از این رو، کنترل و مدیریت پودر سیاه باید به‌عنوان یک رویکرد پیشگیرانه و دائمی در برنامه‌های بهره‌برداری و نگهداری خطوط گاز مورد توجه قرار گیرد.

در این راستا، به‌کارگیری تجهیزات جداسازی و حذف ذرات در نقاط استراتژیک شبکه انتقال، راهکاری مؤثر برای کاهش اثرات مخرب پودر سیاه و افزایش طول عمر تجهیزات پایین‌دست محسوب می‌شود. استفاده از فیلترهای کارتریجی، سایکلون‌ها، جداکننده‌های مغناطیسی و سپراتورهای چندمرحله‌ای، با انتخاب صحیح و طراحی مرحله‌ای متناسب با شرایط عملیاتی (از جمله دبی، فشار، رطوبت و اندازه ذرات)، می‌تواند راندمان حذف را افزایش داده و افت فشار و هزینه‌های نگهداری را در سطح قابل قبول نگه دارد. بنابراین، یک سیستم کنترل موفق پودر سیاه تنها به نصب تجهیزات محدود نمی‌شود، بلکه نیازمند ارزیابی دوره‌ای، پایش میزان آلودگی، تنظیم زمان‌بندی سرویس و رعایت استانداردهای عملکرد است؛ اقدامی که در نهایت بهره‌برداری ایمن، پایدار و اقتصادی در پالایشگاه‌ها و خطوط انتقال گاز را تضمین خواهد کرد.

مراجع

[۱] Khan, T. S., & Al-Shehhi, M. S. (2015). Review of black powder in gas pipelines–An industrial perspective. Journal of Natural Gas Science and Engineering۲۵, ۶۶-۷۶.

[۲] Debouza, M., Al-Durra, A., Al-Wahedi, K., & Abou-Khousa, M. (2020). Assessment of black powder concentrations in natural gas pipeline networks. IEEE Access۸, ۷۱۳۹۵-۷۱۴۰۴.

[۳] Al Wahedi, F. S., Saleh, M. H., & Dadach, Z. E. (2020). Black powder in sales gas pipelines: sources and technical recommendations. World Journal of Engineering and Technology۸(۰۱), ۶۰.

[۴] Mohsenzadeh, A., Seiedi, O., Joshi, S., Al Fahdi, K., & Al-Hadrami, H. K. Root Causes Analysis of Black Powder Formation in Oman Gas Pipeline Network. Available at SSRN 4762078.

[۵] Pall Corporation, Pall’s Coreless Filter Technology Improves the Removal of Black Powder, Port Washington, NY, USA, 2009.

[۶] Eyvazi, M., Asaadi, F., Akhbarifar, S., Yousefi, M. R., Shirvani, M., Hashemabadi, S. H., & Rezaei, A. K. (2023). CFD simulation of a spiral-channel dust separator for removal of black powder from natural gas pipelines. Chemical Engineering Research and Design۱۹۹, ۱۹۲-۲۰۴.

[۷] “BPS_CS_EDP-Portugal-Natural-Gas-Transmission-Line.pdf.” Accessed: Dec. 31, 2025. [Online]. Available: https://blackpowdersolutions.com/wp-content/uploads/2021/06/BPS_CS_EDP-Portugal-Natural-Gas-Transmission-Line.pdf

نویسنده: فروغ خلیلی

FavoriteLoadingذخیره پست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *